حاج ملا هادي السبزواري ( يا يكى از شاگردانش )

پيشگفتار و مقدمه 23

هادي المضلين ( فارسى )

شناخت اين دوره كرد و برخى از مجامع علمى هم مانند كنگرهء حاج ملّا هادى سبزوارى و كنگرهء ملّا صدرا و آثارى كه به وسيلهء برخى از استادان دانشگاه و علماى حوزه تأليف گرديد در اين امر كمك كرد . هدف كنگره‌اى كه در سال جارى با همكارى برخى از مراكز علمى تحت عنوان قرطبه و اصفهان تشكيل مىگردد آن است كه اوّلا انديشهء نادرستى را كه غربيان و به تبع آنان دانشمندان كشورهاى عربى اظهار داشته‌اند مبنى بر اينكه پس از ابن رشد دانشمند اندلسى ستارهء انديشه‌هاى فلسفى و تفكّر عقلى در جهان اسلام رو به افول نهاد ، از چهرهء تاريخ فلسفهء اسلامى زدوده گردد و يا معرّفى برخى از چهره‌هاى درخشان اين دوره كه تاكنون در گوشه‌هاى فراموشى مانده ، مميزّات حكمت متعاليه به دوستداران علوم معقول و اهل فلسفه و عرفان نمايانده شود . در خرداد سال 1378 كه همايشى تحت عنوان : اهميّت و ارزش ميراث علمى اسلامى - ايرانى به مناسبت سىامين سال تأسيس مؤسّسهء مطالعات اسلامى دانشگاه تهران - دانشگاه مك گيل برگزار گرديد شركت‌كنندگان داخلى و خارجى متّفقا اظهار داشتند كه لازم است كوششى جدّى دربارهء معرّفى آن بخش از تاريخ انديشه و تفكّر علمى و فلسفى در ايران كه جهان علم از آن ناآگاه است به عمل آيد و اين در ارتباط با اين حقيقت است كه غربيان مىگويند : « چراغ انديشه و تفكّر فلسفى پس از ابن رشد متوفّى 595 هجرى ( در لاتين seorrevA ) در جهان اسلام خاموش گرديده است » و در نتيجه پرده روى چندين قرن تلاش و كوشش دانشمندان ايرانى بويژه در دوران تشيّع اين كشور كه مركز آن اصفهان بوده كشيده شده است و اين مطلب به صورتهاى مختلف در آثار دانشمندان اروپايى و مسلمان به چشم مىخورد كه چند نمونه از آن ياد مىگردد : دكتر اكرم زعيتر در مقدّمهء ترجمهء كتاب ابن رشد و الرّشدّية ارنست رنان فرانسوى مىگويد : « انّ الدّراسات الفلسفيّة عند العرب ختمت بابن رشد » . پروفسور هانرى كربن در كتاب فلسفهء ايرانى و فلسفهء تطبيقى خود